یک نظر - یک پاسخ

 

یک نظر

حمزه رمضانی

 
 
من یه بچه دهاتیم که از سال 61 توی شهرای مختلف رشد کردم بخاطر شغل بابام. الان 2 سالی هست که برگشتم روستا البته روستا که نه چون اینجا هم مثلا شهر شده این قد غافل موندیم که هر جایی که بو ی آسایش و شادی  میداد و تبدیل کردیم به محل در آمد هر چند که شادی با شیکم خالی معنی نداره اما حد اقل یه جاهاییی رو باید واسه روز مبادا نیگه می داشتیم چون تن با با روان سالمه که سالم میمونه. من اینجا از اینجور دکور ها اصان نمیبینم و از این رقابتای پوچ دورم فقط چیزایی رو دارم که لازمشون دارم . من جایی هستم که تا 20 کیلومتریش انسانی نیست و تقریبا بکر مونده چون جایی نداره که کسی بیاد به دیدنش و اونجارو با خوش گذرونیاش به گند بکشه
 
یک پاسخ
 
آقای حمزه رمضانی عزیز
به دلیل اینکه لینکی برای پاسخ گویی نگذاشته بودید همین جا براتون می نویسم.
آدمها یا شهری هستند یا روستایی و این برای تمام دنیا و نه فقط ایران صدق می کنه اتفاقا یکی از این عکسهایی که در وبلاگ هست مربوط به یک آشپزخانه روستایی در حومه شهر بروکسل است.
به نظر من این اصلا رقابت نیست که بخواهی و دوست داشته باشی محیطی که توش زندگی می کنی رنگها و سبک زیبایی داشته باشه بالاتر از طبیعت خداوند که سرشار از رنگ و فرم و طرح هایی که همه هم با هم هماهنگ و سازگارند. چه طراحی بالاتر از پرودگار که رنگ زرد گل برگ های گل آفتاب گردان رو با مشکی ترکیب کرده ... چه طراحی ماهرتر از او که رنگ آبی آسمون رو با ابرهای سفید و خاکستری تزیین کرده ؟
به نظر شما چرا همون طبیعت بکر براتون جذاب و آرامش بخشه ؟
به نظر من چون رنگها و طرح ها به زیبایی و در غایت تکامل در کنار هم ترکیب شدن .
انقدر بدبین نباشید . چه در شهر باشید و چه در روستای بکرتون دانستن نحوه ترکیب بهتر رنگها و استفاده از فضایی که توش زندگی می کنید اشکالی که نداره هیچ بلکه کمک میکنه فضایی رو خلق کنید که توش بهترین حس رو تجربه کنید.
/ 1 نظر / 10 بازدید
وحیدبهروز

این اقای حمزه رمضانی کیه؟[متفکر] توی وبلا گ ها وبلاگ گردی میکنه ولی من نمیدونم ایشون کیه[منتظر]